اگر می خواهید پولدار شوید از بیل گیتس کپی برداری نکنید!

اگر می خواهید پولدار شوید از بیل گیتس کپی برداری نکنید!

بیل گیتس بسیار خوش شانس تر از چیزی است که شما فکر می کنید! او ممکن است یک فرد بسیار با استعداد باشد، که از ترک تحصیل به بالاترین نقطه در لیست ثروتمند ترین افراد دنیا رسیده است. اما موفقیت بینهایت وی شاید به ما درباره شرایطی که فراتر ازکنترل او بوده است می گوید، تا اینکه چه اندازه پاداش مهارت و استقامت خود را گرفته است.


اغلب ما فکر می کنیم افراد موفق، هوش و مهارت بالایی دارند، اما این درست نیست. افراد موفق مسیرهای خاصی را می پیمایند. افرد موفق بیشتر افراد خوش شانسی هستند  که از قرارگرفتن  در زمان مناسب و مکان مناسب بیشترین منفعت را برده اند.   
بسیاری از افراد سعی می کنند افرادی مانند گیتس و افراد موفق دیگر مانند او را برای رسیدن به موفقیت الگو قرار دهند. اما اگر فکر کنیم این برندگان زندگی موفقیت را فقط با عملکرد عالی خود به دست آورده اند کمی نا امید کننده به نظر می رسد. حتی اگر شما میتوانستید  هرچیزی که گیتس انجام داد را کپی کنید، ممکن است نتوانید فرصت  اولیه عالی که او داشته را تکرار کنید. مثلا سابقه ی اجتماعی بالا و تحصیل خصوصی گیتس او را قادر ساخت تا در زمانی که کمتر از 0.01 درصد از هم نسل هایش به کامپیوتر دسترسی داشتند، تجربه ی برنامه نویسی بیشتری کسب کند.
 روابط  خانوادگی مادرش با رییس  IBMاو را قادر ساخت تا قراردادی ازاین شرکت بزرگ کامپیوتری دریافت کند،  که در پایه گذاری امپراطوری نرم افزاری وی بسیار موثر بود.
این یک قرارداد مهم بود،  چون بیشتر مشتری هایی که از کامپیوترهای شرکت IBM استفاده می کردند مجبور به یاد گرفتن و استفاده از نرم افزار مایکروسافت بودند که به همراه این کامپیوترها ارائه می شد.

 

 

 این موضوع باعث مساعدت بسیار زیاد به مایکروسافت شد. نرم افزار بعدی که مشتریان انتخاب کردند تقریبا متعلق به مایکروسافت بود نه برای اینکه این نرم افزار لزوما بهترین باشد بلکه بیشتر مردم به اندازه کافی مشغله داشتند که نمی توانستند روش استفاده از نرم افزار دیگری را یاد بگیرند. 

موفقیت و سهم بازار مایکروسافت ممکن است به خاطر تعداد زیاد سفارشات متفاوت از بقیه رقبا باشد و این تفاوت به خاطر بخت و اقبال گیتس ممکن شد و با اصل موفقیت موجب موفقیت بعدی است رشد کرد.
البته تلاش و استعداد گیتس نقش بزرگی در موفقیت بسیارزیاد مایکروسافت ایفا کرد، اما اینها برای خلق یک شاهکار کافی نبودند.  استعداد وتلاش قاعدتا اهمیت کمتری نسبت به شانس دارند اما او بدون آن نمیتوانست به موفقیت دست پیدا کند.

برخی کارشناسان اظهار کرده اند که برای رسیدن به موفقیت اعداد طلایی وجود دارد، ده سال و یا 10000 ساعت. بسیاری از حرفه ای ها و افراد متخصص  مهارت های خود را از طریق مطالعات و اقدامات مداوم بدست آورده اند.

درواقع کسب آموزش 10٫000 ساعته برنامه نویسی کامپیوتر توسط گیتس در نوجوانی به عنوان یکی از دلایل موفقیت او برجسته شد.
اما تحلیل های دقیق متخصصان  مورد مطالعه اغلب نشان میدهد که برخی فاکتورها مانند شانس هم برای موفق ها نقش مهمی ایفا می کند.
بطور مثال سه قهرمان ملی تنیس روی میز اهل یک خیابان واقع در حاشیه یکی از شهرهای انگلستان بودند که این موضوع اتفاقی نبود و معلوم شد  یک مربی معروف تنیس روی میز، پیتر چارترز دوران بازنشستگی خود را در آنجا می گذراند.
بسیاری از کودکانی که در این خیابان زندگی میکردند به خاطر مربی بازنشسته جذب این ورزش شدند و سه نفر از آنها بعد از پشت سر گذاشتن قانون 10٫000 ساعته به طور استثنایی خوب عمل کردند و برنده مسابقات قهرمانی کشور شدند.

البته که استعداد و تلاش های آنها برای موفقیت شان ضروری بود اما بدون شانس اولیه که داشتن یک مربی حرفه ای و حمایت خانواده ها بود،  تمرینات 10٫000 ساعته احتمالا منجربه قهرمانی نمی شد.
به یاد داشته باشیم  که نباید فقط از روی زندگی آدم های برنده تقلید کنیم و یا آنها را  در ذهنمان بستائیم و انتظار موفقیت یکسان داشته باشیم. اما  برنده هایی مانند گیتس (با عملکرد خیرخواهانه) یا وارن بافت (کسی که این بحث را مطرح کرد که آدم های پول دارتر باید مالیات بیشتری بپردازند) باید الگو باشند، کسانی که تصمیم گرفته اند تا از ثروت و موفقيت شان برای انجام کارهای خوب استفاده بشود. برنده هایی که از شانس شان قدردانی می کنند و همه آن شانس را برای خودشان نمی خواهند، سزاوار بیشترین احترام از سوی ما هستند.